تبلیغات
❤جاده بی انتها...❤ - حاضرجوابی...

❤جاده بی انتها...❤

با احتیاط بخوانید(!) سطح نوشته هالغزنده است!بس که...سطر به سطر بارید ونوشت...

 حاضر جوابی برنارد شاو

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت: آقای شاو وقتی من شما رو می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده.برنارد شاو هم سریع جواب داد:بله!من هم هر وقت شما رو می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

روزی نویسنده جوانی از برنارد شاو پرسید:شما برای چه می نویسید استاد؟

برنارد شاو جواب داد:برای یک لقمه نان.

نویسنده جوان بر آشفت که:متأسفم بر خلاف شما من برای فرهنگ می نویسم.

برنارد شاو گفت:عیبی نداره پسرم،هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.



[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ سارا ]

[ ✿مهربونیتون✿() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه