تبلیغات
❤جاده بی انتها...❤ - خاطره...

❤جاده بی انتها...❤

با احتیاط بخوانید(!) سطح نوشته هالغزنده است!بس که...سطر به سطر بارید ونوشت...

دکتر علی شریعتی:

کلاس پنجم بودم،پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیز های چندش آور بود.آن هم به سه دلیل:

اول آن که کچل بود،دوم آن که سیگار می کشید و سوم هم که از همه تهوع آور تر بود اینکه در آن سن و سال زن داشت..!!!!!!!!

چند سالی گذشت.یک روز با همسرم از خیابان می گذشتیم...آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالی که :

زن داشتم ، سیگار می کشیدم و کچل شده بودم....

و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیز های بد دیگران که ابراز انزجار می کند،ممکن است در خودش به وجود آید.







[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 10:35 ب.ظ ] [ سارا ]

[ ✿مهربونیتون✿() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه