تبلیغات
❤جاده بی انتها...❤ - سیب...

❤جاده بی انتها...❤

با احتیاط بخوانید(!) سطح نوشته هالغزنده است!بس که...سطر به سطر بارید ونوشت...

سلااااااااااااااااام دوستای گلم پیشنهاد می کنم که این اشعار رو حتما بخونید خیییییییییییییلی قشنگهههههههههههه...


 سیب

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم.

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز سالهاست

خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت.

(حمید مصدق)

من به تو خندیدم چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

ونمیدانستی باغبان باغچه ی همسایه پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده خود

پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک

لرزه انداخت به دستان منو

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت برو

چون نمیخواست به خاطر بسپارد

گریه ی تلخ تو را

حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چه می شد باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟

(فروغ فرخ زاد)

دخترک خندید

پسرک ماتش برد

که به چه دلهره سیب را از باغچه ی همسایه دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد

غضب آلود به او غیظی کرد

این وسط من بودم

سیب دندان زده ای که به خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم

بین دستان پر دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان تشنه ی کشف و پر از پرستش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام.

هر دو را بغض ربود

دخترک رفت ولی زیرلب می گفت:

او یقیناً پی معشوق خودش می آید

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم

همه غرق این پندارند

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...

(جواد نوروزی)




[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 01:52 ق.ظ ] [ سارا ]

[ ✿مهربونیتون✿() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه